أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

288

قانون ( فارسى )

غشاى وسطى - كه از غشاى پايينى بالاتر واقع شده است - از آن رو گفتيم ليفى است كه به پرزه رگها مىماند . گفتيم شاشدان جنين است ؛ امّا چگونه شاشدانى است ؟ اين را توضيح مىدهيم : جنين از راه طبيعى و از ابزار بول‌ريز معمول بول نمىريزد ؛ زيرا تا جنين در زهدان است مجراى بولش بسيار تنگ است و پيرامون مجراى بولش ماهيچه‌اى هست كه دربانى مىكند و تا ارادهء انسان فرمان ندهد ، راه جريان بول را از مجرا نمىدهد و همين مجرا - كه براى انسان خارج از زهدان طبيعى است - آخرش پر از پيچ و خم است و تا وقتى كه جنين به دنيا مىآيد و آزادى عمل مىيابد ، اين مجرا بسته است . ناگزير براى بيرون دادن بول جنين ، راه ديگرى پيدا شده است ، ريزشگاهى براى بول بچه از اين غشاى دوم به ناف پيوسته است . گدار ريزشگاه وسيع و مستقيم است و بول رأسا از غشاء دوم بدون برخورد با چيز ديگر به بيرون راه مىيابد ؛ زيرا مادهء بول - كه عادتا تندمزاج است - اگر به بدن جنين - كه بدنش بسيار نازك است - بخورد آن را آزار مىدهد . فرق بين بول جنين و عرق جنين در بو و رنگ آنها پديدار است . اگر بول جنين به پردهء بالائى يعنى مشيمه برمىخورد احتمال داشت كه رگهاى داخل مشيمه را به تباهى بكشاند . 3 - مشيمه - كه عبارت از همان پردهء بالائى است - دو پردهء نازك پيهى ( صفاق ) دارد . در ميان اين دو لايهء صفاق رگهايى تنيده است . اين رگها از دو جنس رگهاى شريانى ( جهنده ) و رگهاى وريدى ( ناجهنده ) هستند كه هريك از رگهاى مادر منشعب شده‌اند . شريانيها از شريان و وريديها از وريد اصلى آمده‌اند و در مشيمه ساكن شده‌اند . دو رگ وريدى - كه در مشيمه هستند - همين‌كه به مشيمه داخل شدند راه ميان مشيمه تا كبد را كوتاه ديده‌اند و خواسته‌اند يكى شوند تا بيشتر در امان باشند و دور از كوژى كبد قرار گيرند ، كه براى ريزشگاه مادهء زهره - كه در گودى كبد است - مزاحمتى ايجاد نشود . اگر راستش را بخواهى بايد گفت اين رگ وريدى - كه شعبه‌هايى از آن در مشيمه هستند - از كبد روييده و از مشيمه گذشته و به سوى ناف سرازير آمده است و در مشيمه به دو رگ تقسيم شده و از مشيمه بيرون آمده است و آنچه در مشيمه باقى گذاشته به سوى دهانهء رگهاى داخل زهدان گسيل شده‌اند . اين شعبه رگها دو حالت ويژه دارند كه جلب نظر مىكنند . 1 - وقتى به دهانه‌هاى برخورد با زهدان برمىخورند ، باريكتر مىشوند و تو گويى سه شاخهء رگها هستند . 2 - همين‌كه به دهانه‌هاى جرم زهدان رسيدند ، سرخ رنگ مىشوند ؛ زيرا خون را از آنجا دريافت مىكنند و شايد تصور كنند كه اين رگها در مشيمه روييده‌اند . هرگاه گشادى سوراخى را كه از آن آمده‌اند در نظر بگيرى ، تصوّر مىكنى كه ريشه در كبد دارند و اگر خون رنگى و خون در بر گرفتن را مدّ نظر قرار دهى ، گوئى كه از مشيمه روييده‌اند . در هر حال مسأله را بايد از حيث سوراخ و منفذ رگها بررسى كرد ، كه راه به كبد دارند و از كبد آمده‌اند ؛ امّا تغيير يافتن رنگ ، از تأثير سطح پيرامون سوراخ است كه كاملا تأثير خود را بر رگها گذاشته است .